نماز امیر المومنین

Image and video hosting by TinyPic

 

یکی از راه های نماز خوان شدن آشنایی با نماز بزرگان و توصیه ی آنها است .

شيخ و سيّد از امام صادق عليه السّلام روايت كرده اند: هركه از شما نماز امير المؤمنين عليه السّلام را بخواند، از گناهان پاك گردد، همچون روزی كه از مادر زاده شده و حاجاتش در پيشگاه حق برآورده شود.
اين نماز چهار ركعت (2 نماز دو رکعتی) است: در هر ركعت يك بار سوره «حمد» و پنجاه بار«قل هو اللّه احد»تلاوت شود، و چون از نماز فارغ شود اين دعا را بخواند كه تسبيح آن حضرت است:سُبْحَانَ مَنْ لا تَبِيدُ مَعَالِمُهُ سُبْحَانَ مَنْ لا تَنْقُصُ خَزَائِنُهُ سُبْحَانَ مَنْ لا اضْمِحْلالَ لِفَخْرِهِ سُبْحَانَ مَنْ لا يَنْفَدُ مَا عِنْدَهُ سُبْحَانَ مَنْ لا انْقِطَاعَ لِمُدَّتِهِ سُبْحَانَ مَنْ لا يُشَارِكُ أَحَدا فِي أَمْرِهِ سُبْحَانَ مَنْ لا إِلَهَ غَيْرُهُ پس دعا كند بعد از اين و بگويد يَا مَنْ عَفَا عَنِ السَّيِّئَاتِ وَ لَمْ يُجَازِ بِهَا ارْحَمْ عَبْدَكَ يَا اللَّهُ نَفْسِي نَفْسِي أَنَا عَبْدُكَ يَا سَيِّدَاهْ أَنَا عَبْدُكَ بَيْنَ يَدَيْكَ أَيَا رَبَّاهْ،پاك و منزّه است آن كه نشانه هاى وجودش نابود نشود، پاك و منزّه است آن كه از خزانه هايش كاسته نگردد، پاك و منزّه است آن كه فخرش را فروپاشى نباشد، پاك و منزّه است آن كه آنچه نزد اوست پايان نيابد، پاك و منزّه است آن كه دورانش به سر نرسد، پاك و منزّه است آن كه هيچكس را در كارش شركت ندهد، پاك و منزّه است آن كه شايسته پرستشى جز او نيست.
پس از اين تسبيح دعا كند و بگويد: اى آن كه درگذرى از بديها، و به آنها كيفر نكنى! اى خدا! بر بنده ات مهر ورز، وجود مرا درياب، اى سرور من من بنده تو هستم، بنده اى ايستاده در پيشگاه تو، پروردگارا!إِلَهِي بِكَيْنُونَتِكَ يَا أَمَلاه يَا رَحْمَانَاهْ يَا غِيَاثَاهْ عَبْدُكَ عَبْدُكَ لا حِيلَةَ لَهُ يَا مُنْتَهَى رَغْبَتَاهْ يَا مُجْرِيَ الدَّمِ فِي عُرُوقِي [عَبْدُكَ ] يَا سَيِّدَاهْ يَا مَالِكَاهْ أَيَا هُوَ أَيَا هُوَ يَا رَبَّاهْ عَبْدُكَ عَبْدُكَ لا حِيلَةَ لِي وَ لا غِنَى بِي عَنْ نَفْسِي وَ لا أَسْتَطِيعُ لَهَا ضَرّا وَ لا نَفْعا وَ لا أَجِدُ مَنْ أُصَانِعُهُ تَقَطَّعَتْ أَسْبَابُ الْخَدَائِعِ عَنِّي وَ اضْمَحَلَّ كُلُّ مَظْنُونٍ عَنِّي أَفْرَدَنِي الدَّهْرُ إِلَيْكَ فَقُمْتُ بَيْنَ يَدَيْكَ هَذَا الْمَقَامَ يَا إِلَهِي بِعِلْمِكَ كَانَ هَذَا كُلُّهُ فَكَيْفَ أَنْتَ صَانِعٌ بِي وَ لَيْتَ شِعْرِي كَيْفَ تَقُولُ لِدُعَائِي أَ تَقُولُ نَعَمْ أَمْ تَقُولُ لا،خدايا به هستى ات سوگند، اى آرمان من، اى بخشاينده، اى فرياد رس، درياب بنده ات را! درياب بنده ات را! بنده ات را چاره اى نيست، اى واپسين اميد، اى روان كننده خون در رگهايم! اى سرور من! ای مالك من، اى او! اى او! پروردگارا! بنده ات را درياب، بنده ات را درياب، چاره اى ندارم، از پيش خود هيچ ندارم (كه عين نيازم) توان سود و زيان خويش را ندارم، كسى را براى يارى نمى يابم، چاره جويي ها از من جدا گشته، و هر گمان چاره اى نابود گشته است، روزگار مرا تنها به سوى تو روانه ساخته، ازاين رو در اين جا در برابر بارگاهت ايستاده ام، همه اينها خدايا! با آگاهى تو بوده است پس چگونه با من رفتار خواهى كرد؟ اى كاش! مى دانستم پاسخ خواهشم را چگونه خواهى داد؟ آيا خواهى گفت: آرى يا مى گويى نه؟فَإِنْ قُلْتَ لا فَيَا وَيْلِي يَا وَيْلِي يَا وَيْلِي يَا عَوْلِي يَا عَوْلِي يَا عَوْلِي يَا شِقْوَتِي يَا شِقْوَتِي يَا شِقْوَتِي يَا ذُلِّي يَا ذُلِّي يَا ذُلِّي إِلَى مَنْ وَ مِمَّنْ أَوْ عِنْدَ مَنْ أَوْ كَيْفَ أَوْ مَا ذَا أَوْ إِلَى أَيِّ شَيْ ءٍ أَلْجَأُ وَ مَنْ أَرْجُو وَ مَنْ يَجُودُ عَلَيَّ بِفَضْلِهِ حِينَ تَرْفُضُنِي يَا وَاسِعَ الْمَغْفِرَةِ وَ إِنْ قُلْتَ نَعَمْ كَمَا هُوَ الظَّنُّ بِكَ وَ الرَّجَاءُ لَكَ فَطُوبَى لِي أَنَا السَّعِيدُ وَ أَنَا الْمَسْعُودُ فَطُوبَى لِي وَ أَنَا الْمَرْحُومُ،اگر بگويى: نه؛پس واى بر من! واى بر من! وای بر من! ، واى از درماندگى ام! واى از درماندگى ام! واى از درماندگی ام! واى از بيچاره گى ام! از بيچاره گی ام! واى از خواری ام از خوارى ام! از خوارى ام! آنگاه كه تو مرا رها كنى؟ به سوى كه، و از طرف كه، يا نزد كه، يا چگونه، يا چه چيز؟ يا به سوى چه چيزى پناه برم؟ و به چه كسى اميد بندم؟ و كيست كه با فضل خود بر من كرم نمايد؟ اى آن كه آمرزشت فراگير است؟ و اگر بگويى: آرى، كه همان از تو گمان دارم و اميد به تو چنين است، پس خوشا به حال من كه خوشبختم! و كامروا شده ام، پس خوشا به حال من كه مورد رحمت قرار گرفتم!يَا مُتَرَحِّمُ يَا مُتَرَئِّفُ يَا مُتَعَطِّفُ يَا مُتَجَبِّرُ [مُتَحَنِّنُ ] يَا مُتَمَلِّكُ يَا مُقْسِطُ لا عَمَلَ لِي أَبْلُغُ بِهِ نَجَاحَ حَاجَتِي أَسْأَلُكَ بِاسْمِكَ الَّذِي جَعَلْتَهُ فِي مَكْنُونِ غَيْبِكَ وَ اسْتَقَرَّ عِنْدَكَ فَلا يَخْرُجُ مِنْكَ إِلَى شَيْ ءٍ سِوَاكَ أَسْأَلُكَ بِهِ وَ بِكَ وَ بِهِ فَإِنَّهُ أَجَلُّ وَ أَشْرَفُ أَسْمَائِكَ لا شَيْ ءَ لِي غَيْرُ هَذَا وَ لا أَحَدَ أَعْوَدُ عَلَيَّ مِنْكَ يَا كَيْنُونُ يَا مُكَوِّنُ يَا مَنْ عَرَّفَنِي نَفْسَهُ يَا مَنْ أَمَرَنِي بِطَاعَتِهِ يَا مَنْ نَهَانِي عَنْ مَعْصِيَتِهِ وَ يَا مَدْعُوُّ يَا مَسْئُولُ يَا مَطْلُوبا إِلَيْهِ رَفَضْتُ وَصِيَّتَكَ الَّتِي أَوْصَيْتَنِي وَ لَمْ أُطِعْكَ وَ لَوْ أَطَعْتُكَ فِيمَا أَمَرْتَنِي لَكَفَيْتَنِي مَا قُمْتُ إِلَيْكَ فِيهِ وَ أَنَا مَعَ مَعْصِيَتِي لَكَ رَاجٍ،اى خداى مهربان! اى خداى بنده پرور! اى خداى دلجو اى خداى جبران گر! اى آن كه هستى به دست توست! اى دادگر! مرا كردارى كه به برآمدن حاجتم نايل آيم نيست، از تو می خواهم به حق آن نامت كه در پس پرده غيب خود مستور ساختى و نزد خويش بنهادى.
پس براى هيچ موجودى جز تو پديدار نشود! به حق آن نام و به حق هستی نابت و به آنكه برترين و شريف ترين نامها تو است از تو درخواست مینمايد مرا چيزى جز اين نيست و كسى خيرخواه تر از تو به من نيست، اى به خود خستى! اى هستى بخش! اى آن كه خويش را به شناساند! اى آن كه به اطاعتش فرمانم داد، اى آن كه مرا از فرمانی اش بازداشت، اى خوانده شده! اى خواسته شده! اى مطلوب! سفارشى كه به من نموده بودى وانهادم و فرمانت را نخواندم، و اگر تو را در آنچه فرمانم دادى اطاعت میكردم هر آينه مرا در آنچه برايش به سويت برخاستم بس بودى و من با نافرمانيم هم به تو اميدوارم،فَلا تَحُلْ بَيْنِي وَ بَيْنَ مَا رَجَوْتُ يَا مُتَرَحِّما لِي أَعِذْنِي مِنْ بَيْنِ يَدَيَّ وَ مِنْ خَلْفِي وَ مِنْ فَوْقِي وَ مِنْ تَحْتِي وَ مِنْ كُلِّ جِهَاتِ الْإِحَاطَةِ بِي اللَّهُمَّ بِمُحَمَّدٍ سَيِّدِي وَ بِعَلِيٍّ وَلِيِّي وَ بِالْأَئِمَّةِ الرَّاشِدِينَ عَلَيْهِمُ السَّلامُ اجْعَلْ عَلَيْنَا صَلَوَاتِكَ وَ رَأْفَتَكَ وَ رَحْمَتَكَ وَ أَوْسِعْ عَلَيْنَا مِنْ رِزْقِكَ وَ اقْضِ عَنَّا الدَّيْنَ وَ جَمِيعَ حَوَائِجِنَا يَا اللَّهُ يَا اللَّهُ يَا اللَّهُ إِنَّكَ عَلَى كُلِّ شَيْ ءٍ قَدِيرٌپس بين من و آنچه به آن اميدوارم جدايى مينداز، اى مهر ورز بر من از پيش روى، و از پشت سر، و از بالاى سر، و از زير پايم و از همه جهات احاطه بر من پناهم ده.
خدايا! به حق محمّد ص، و سرور من، و به حق على ع مولاى من، و به حق امامان هدايت يافته (كه بر ايشان درود باد) لطف و مهر و رحمتت را بر ما بگستر، و از روزی خود بر ما فراوان ده، و وام ما را بپرداز و همه حاجت هاى ما را برآور، اى خدا! اى خدا! اى خدا! زيرا تو بر هر چيز توانايى.
پس از آن حضرت فرمود: هركه اين نماز را بجا آورد و اين دعا را بخواند، وقتى از آن فارغ شود، بين او و خدا گناهى نماند جز آنكه آمرزيده شود.
غ مؤلف گويد: احاديث بسيارى در فضيلت خواندن اين چهار ركعت نماز، در شب و روز جمعه وارد شده است و اگر پس از نماز بگويد:اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى النَّبِيِّ الْعَرَبِيِّ وَ آلِهِبار الها! بر پيامبر عرب زبان و خانواده او درود فرستدر حديث آمده كه گناهان گذشته و آينده او آمرزيده شود، و مانند كسى شود كه دوازده مرتبه قرآن را ختم كرده باشد و حق تعالى گرسنگى و تشنگى قيامت را از او رفع كند.

نماز جماعت

Image and video hosting by TinyPic

 

یکی از نماز های پر فضیلت نماز جماعت است و برای عادت کردن به نماز مناسب ترین راه همین است که با شنیدن صدای اذان به مسجد برویم حال احکام و برخی موضوعات نماز جماعت را بیان میکنیم ..

 

۱. نماز جماعت از مهمترین مستحبات و از بزرگترین شعایر اسلامی است و دست کم با دو نفر (یک امام و یک مأموم) منعقد می‌شود.
۲. اگر امام جماعت بدون قصد امامت، مشغول نماز شود، نماز وی و اقتدای دیگران به او اشکال ندارد، و به عبارت دیگر در تحقق جماعت، فقط کافی است که ماموم نیت اقتدا داشته باشد و نیت امامت برای امام، معتبر نیست، هر چند درک فضیلت نماز جماعت برای امام در صورتی است که قصد امامت و جماعت کند.
۳. امامت به نیت نماز قضای احتیاطی صحیح نیست، بنابراین فردی که می‌خواهد یک نماز را در مکان‌های به عنوان امام جماعت اقامه کند نمی‌تواند آنها را به نیت نماز قضای احتیاطی به جا آورد.
۴. رضایت امام جماعت شرط صحت اقتدا نیست، بنابراین اقتدا کردن به کسی که راضی به این کار نیست اشکال ندارد.
۵. اقتدا به مأموم تا وقتی که نمازش را به جماعت ادامه می‌دهد صحیح نیست، ولی زمانی که انسان نداند که او مأموم است و به وی اقتدا کند، اگر در رکوع و سجود به وظیفه‌ی نمازگزار منفرد عمل کرده، بدین معنی که رکنی را عمداً و یا سهواً کم یا زیاد نکرده باشد، نمازش صحیح است.
۶. تکرار نماز جماعت برای یک‌بار به خاطر مأمومین دیگر در نمازهای یومیه جایز و بلکه مستحب است، اما بیش از یک‌بار جایز نیست، بنابراین یک امام جماعت می‌تواند در دو مسجد اقامه‌ی جماعت کرده و نماز را دوباره بخواند.
۷. در نمازهای یومیه هر نمازی را می‌توان با هر نماز اقتدا کرد، مثلاً کسی که قصد خواندن نماز عشا دارد می‌تواند به کسی که نماز مغرب می‌خواند اقتدا کند.
۸. حضور و شرکت زنان در نماز جماعت اشکال ندارد و ثواب جماعت دارد.
۹. شرکت در نماز جماعتی که از نظر مأموم واجد شرایط اقتدا و جماعت است اشکال ندارد، هر چند نزدیک مسجدی باشد که در همان زمان در آن نماز جماعت برگزار می‌شود. بلی مناسب است که مؤمنین در یک مکان اجتماع کرده و همگی در یک نماز جماعت شرکت کنند تا بر عظمت مراسم دینی نماز جماعت افزوده شود و سزاوار است که اقامه‌ی نماز جماعت وسیله‌ی وحدت و انس باشد نه باعث ایجاد جو اختلاف و تفرقه، و اگر نماز جماعت نزدیک مسجد باعث اختلاف و پراکندگی شود جایز نیست.
۱۰. اگر موقعی به جماعت رسد که امام مشغول خواندن تشهد آخر نماز است، چنانچه بخواهد به ثواب نماز جماعت برسد باید نیت کند و تکبیرة الاحرام بگوید و بعد بنشیند و تشهد نماز را با امام بخواند، ولی سلام نگوید و کمی صبر کند تا امام سلام نماز را بگوید، بعد بایستد و نماز را ادامه بدهد یعنی  حمد و سوره را بخواند و آن را رکعت اول نماز خود حساب کند. (این طریق مختص تشهد آخر نماز جماعت و برای درک ثواب جماعت است و نمی‌توان آن را در تشهد رکعت دوم نمازهای سه رکعتی و چهار رکعتی انجام داد).
۱۱. اختلاف در تقلید مانع از صحت اقتدا نیست، بنابراین کسی که در نماز مسافر مقلد مجتهدی است می‌تواند به امام جماعتی که در آن مسأله مقلد مرجع دیگری است اقتدا نماید، ولی اقتدا در نمازی که طبق فتوای مرجع تقلید مأموم، قصر است و طبق فتوای مرجع تقلید امام جماعت تمام است یا بالعکس صحیح نیست.

توجه:
http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif افرادی که هنگام برپایی نماز جماعت، اقدام به خواندن نماز فرادی می‌کنند، اگر این عمل تضعیف نماز جماعت و اهانت و بی‌احترامی به امام جماعتی که مردم اعتماد به عدالت او دارند محسوب شود جایز نیست.
http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif شرکت ظاهری در نماز جماعت برای یک غرض عقلایی، مثل دفع تهمت اشکال ندارد، ولی آهسته خواندن حمد و سوره در قرائت نمازی که باید بلند خوانده شود، مثل نماز مغرب و عشا برای اظهار اقتدا به امام جماعت، صحیح و مجزی نیست.
http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif انجام کارهای مستحبی، مثل نماز مستحب یا دعای توسل و یا سایر دعاهای طولانی که قبل یا بعد از نماز جماعت و یا در اثنای آن در نمازخانه‌ی ادارات دولتی برگزار می‌شود و بیشتر از جماعت طول می‌کشد اگر منجر به تضییع وقت اداری و تأخیر در انجام کارهای واجب شود اشکال دارد.
http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif جایز نیست امام جماعت برای نماز اجرت بگیرد، مگر آن که برای مقدمات حضور در جماعت باشد.
http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif در نماز جماعت بعد از سلام، قرائت آیه۱ و ذکر صلوات بر پیامبر(ص) و آل او(ع) نه تنها اشکال ندارد بلکه مطلوب بوده و ثواب دارد. همچنین مواظبت بر شعارهای اسلامی و شعار انقلاب اسلامی (تکبیر و ملحقات آن) که یادآور رسالت و اهداف بلند انقلاب اسلامی است هم مطلوب است.
http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif بهتر است برای درک فضیلت نماز اول وقت و جماعت، کارهای اداری به گونه‌یی تنظیم شود که کارکنان اماکن نظامی، ادارات و مانند آن بتوانند این فریضه‌ی الهی را به صورت جماعت و در کمترین مدت بخوانند.
 
* شرایط نماز جماعت
الف) نبودن حایل.
ب) بلند‌تر نبودن جای ایستادن امام از مأموم.
ج) نبودن فاصله میان امام و مأموم.
د) جلوتر نایستادن مأموم از امام.

الف) نبودن حایل
۱. اگر یکی از صفهای نماز جماعت به طور کامل از افرادی تشکیل شده باشد که نمازشان قصر است و نماز همه‌ی افراد صف بعدی تمام باشد، اگر افراد صف جلو بعد از خواندن دو رکعت نماز فوراً برای خواندن دو رکعت بعدی اقتدا کنند، مانعی برای ادامه جماعت نخواهد بود.
۲. اگر تعدادی از افراد غیر بالغ بعد از صف سوم یا چهارم نماز جماعت ایستاده باشند و بعد از آنها تعدادی از افراد مکلف ایستاده باشند، نماز مکلفین صفهای بعدی اشکال ندارد.
توجه:
http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif زنان اگر پشت سر مردان ولو بدون فاصله بایستند احتیاجی به حایل و پرده نیست، ولی اگر در کنار مردان بایستند سزاوار است که حایلی بین آنها باشد تا کراهت کنار هم ایستادن مردان و زنان در نماز بر طرف شود، و این که وجود حایل بین زنان و مردان در نماز موجب تحقیر و توهین به شأن و کرامت زنان می‌شود توهم و خیالی بیش نیست و اساسی ندارد.  

ب) بلند‌تر نبودن جای ایستادن امام و مأموم
اگر بلندی جایگاه امام نسبت به جایگاه مأمومین بیشتر از حدی باشد که شرعاً مجاز است، موجب بطلان نماز جماعت می‌شود.
ج) نبودن فاصله میان امام و مأموم
اگر مأموم در آخر یکی از دو طرف صف اول نماز ایستاده باشد، چنانچه مأمومینی که بین او و امام ایستاده‌اند بعد از این که امام جماعت شروع به نماز کرد به طور کامل آماده‌ی اقتدا کردن باشند می‌تواند به نیت جماعت وارد نماز شود.

* احکام نماز جماعت
۱. قرائت حمد و سوره برای مأموم در نمازهای ظهر و عصر جایز نیست، حتی اگر برای تمرکز ذهن باشد.
۲. اگر امام جماعت در رکعت سوم یا چهارم نماز عشا باشد و مأموم در رکعت دوم، بر ماموم واجب است که حمد و سوره را آهسته بخواند.
۳. اگر شخصی در رکعت دوم نماز جماعت برسد و بر اثر جهل به مسأله، تشهد و قنوت را در رکعت بعد به‌جا نیاورد نمازش صحیح است ولی بنابر احتیاط قضای تشهد بر او واجب است و نیز بر او واجب است دو سجده سهو به جا آورد.
۴. کسی که به رکعت سوم نماز جماعت برسد و به خیال این که امام در رکعت اول است چیزی نخواند، اگر قبل از رکوع متوجه شود واجب است حمد و سوره را قرائت کند، ولی اگر بعد از این که داخل رکوع شد متوجه شود نماز او صحیح است و چیزی بر او واجب نیست، هر چند احتیاط مستحب این است که دو سجده‌ی سهو برای ترک سهوی قرائت به جا آورد.
۵. اگر امام جماعت سهواً بعد از تکبیرة الاحرام به رکوع برود چنانچه مأموم بعد از داخل شدن در نماز جماعت و پیش از رفتن به رکوع متوجه شود واجب است که نیت فرادی نموده و حمد و سوره را قرائت کند.
۶. اگر امام جماعت در اثنای نماز در کیفیت تلفظ کلمه پس از ادای آن شک کند و بعد از فراغت از نماز علم پیدا کند که در تلفظ آن کلمه اشتباه کرده است نماز او و مأمومین محکوم به صحت است.
۷. اقتدا به اهل سنت برای رعایت وحدت اسلامی جایز است و اگر حفظ وحدت، مقتضی انجام کارهایی باشد که آنها انجام می‌دهند نماز صحیح و مجزی است، حتی اگر سجده بر فرش و مانند آن باشد، ولی تکتف (دست بسته نماز خواندن) در نماز جایز نیست، مگر این که ضرورت آن را اقتضا کند.
 
* شرایط امام جماعت
الف) بالغ بودن
ب) عاقل بودن
ج) عادل بودن.
د) حلال زاده بودن.
هـ) شیعه‌ی دوازده امامی بودن.
و) نماز را صحیح خواندن.
ز) مرد بودن (البته در صورتی که مأموم مرد باشد).
در مورد معنای «عدالت» و «عادل» به «شرایط مرجع تقلید» رجوع کنید.

الف) عادل بودن
۱. اگر امام جماعت سخنی بگوید و یا مزاحی کند که خوشایند و مناسب شأن عالم دینی نباشد، در صورتی که مخالف شرع نباشد، ضرری به عدالت نمی‌زند.
۲. صرف ترک امر به معروف و نهی از منکر که ممکن است بر اثر عذر مقبولی نزد مکلف باشد، به عدالت وی ضرر نمی‌زند و مانع اقتدا به او نیست.
۳. شخصی که اعتقاد به عدالت امام جماعتی دارد و در عین حال معتقد است وی در مواردی به او ظلم کرده است تا برایش احراز نشود که عمل آن امام جماعت که او آن را ظلم می‌شمارد با علم و اختیار و بدون مجوِّز شرعی بوده مجاز نیست که حکم به فسق او نماید.
توجه:
http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif در اقتدا به امام جماعت، شناخت واقعی او شرط نیست بلکه همین که عدالت امام نزد مأموم به هر طریقی ثابت باشد، اقتدا به او جایز و نماز جماعت صحیح است.
 
و) نماز را صحیح خواندن
۱. اگر قرائت مکلف صحیح نباشد و قدرت بر یادگیری هم نداشته باشد، نماز او صحیح است، ولی دیگران نمی‌توانند به وی اقتدا کنند.
۲. اگر قرائت امام جماعت از نظر مأموم، صحیح نباشد و در نتیجه نماز او را صحیح نداند، نمی‌تواند به او اقتدا کند و در صورت اقتدا، نماز او صحیح نیست و اعاده‌ی آن واجب است.
 
ز) مرد بودن
امامت زن در نماز جماعت فقط برای زنان جایز است.
 
* چند نکته در ارتباط با شرایط امام جماعت
http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif با دسترسی به روحانی، از اقتدا به غیر روحانی اجتناب شود.
http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif اگر امام جماعت، استقرار و آرامش در قیام به صورت طبیعی داشته باشد و بتواند آن را در حال قرائت حمد و سوره و ذکرهای نماز و انجام افعال آن حفظ کند و قدرت بر رکوع و سجده‌ داشته باشد و بتواند وضوی صحیح بگیرد، اقتدای دیگران به او در نماز بعد از احراز سایر شرایط امامت جماعت صحیح است و در قطع کامل دست یا پا و یا فلج بودن آنها امامت محل اشکال است ولی در قطع انگشت ابهام (شست) پا، امامت صحیح است.
http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif فردی که شرعاً از انجام غسل معذور باشد می‌تواند با تیمم بدل از غسل، امام جماعت شود و اقتدا به او اشکال ندارد.
http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif نماز مأمومینی که در گذشته بر اثر جهل به حکم شرعی به فردی اقتدا کرده‌اند که اقتدا به او صحیح نبوده، مثل فردی که دست راست نداشته است، محکوم به صحت است و اعاده و قضا بر آنان واجب نیست.

* مسایل متفرقه‌ی نماز
۱. در رابطه ‌با بیدار کردن ‌افراد خانواده ‌برای خواندن نماز صبح، کیفیت خاصی وجود ندارد.
۲. مستحب‌است ولیّ اطفال، احکام شرعی و عبادات را پس از رسیدن آنان به سن تمییز به ایشان یاد دهد.
۳. منظور از این که شارب خمرتا چهل روز نمازش، نماز نیست این است که شرب خمر، مانع از قبول نماز است نه این که با شرب خمر، وجوب ادای نماز ساقط شود و قضا واجب گردد یا جمع بین ادا و قضا لازم شود.
۴. مصافحه بعد از سلام و فراغت از نماز اشکال ندارد و به طور کلی مصافحه‌ی مؤمنین با هم مستحب است.
۵. اگر انسان مشاهده کند فردی بعضی از افعال نمازش را اشتباه انجام می‌دهد، در این مورد چیزی بر او واجب نیست، مگر این که اشتباه ناشی از جهل او به حکم آن باشد که در این صورت احتیاط (واجب) ارشاد و راهنمایی وی است.

نماز شب

Image and video hosting by TinyPic

 

کیفیت نماز شب

و، از نیمۀ شب تا اذان صبح است و هر چه به اذان صبح نزدیک­تر باشد، فضیلت بیشتری دارد.

نماز شب، یازده رکعت است. هشت رکعت آن، به نیت «نماز شب» و به صورت چهار نماز دو رکعتی (همانند نماز صبح) خوانده می ­شود. دو رکعت بعدی، به نیت «نماز شَفع» است و یک رکعت آخر هم به نیت «نماز وَتر» می ­باشد. 

توجّه: در هشت رکعت اول، می­ توانید فقط به خواندن سورۀ «حمد» اکتفا کنید، و در سه رکعت بعدی هم می ­توانید بعد از خواندن «حمد»، و سورۀ «توحید»، به یک قنوت معمولی اکتفا کنید.

آداب نماز شب

اگر دوست دارید به آداب بیشتری از نماز شب عمل کنید، به نکته ­های ذیل هم توجه کنید:

۱ـ وقتی از خواب بیدار شدید و وضو گرفتید، ابتدا سجدۀ شکر به جای آورید و از خداوند به خاطر این توفیق بزرگ تشکر کنید.

۲ـ در رکعت اول نماز شب، بعد از «حمد»، سورۀ «توحید» را بخوانید و در رکعت دوم، سورۀ «کافرون». در شش رکعت بعدی هم بعد از «حمد»، سورۀ «توحید» را بخوانید.

۳ـ در رکعت اول نماز «شَفع»، بعد از «حمد»، سورۀ «ناس» و در رکعت دوم، سورۀ «کافرون» را بخوانید.

۴ـ در نماز «وتر»، بعد از «حمد»، سه مرتبه سورۀ «توحید» را بخوانید، و بعد از آن هم سوره ­های «ناس» و «فلق» را بخوانید. سپس دست به قنوت بلند کنید و در قنوت این ­گونه بگویید:

 «اللَّهُمَ‏ اغْفِرْ لِلْمُؤْمِنِینَ‏ وَ الْمُؤْمِنَاتِ وَ الْمُسْلِمِینَ وَ الْمُسْلِمَاتِ الأحْیَاءِ مِنْهُمْ وَ الأمْوَات». اما بهتر است به جای آن، چهل مؤمن را دعا کنید و (به عنوان مثال) بگویید: «اللهُمَّ إغفِر لِفاطِمَه».

می ­توانید هفتاد بار بگویید: «أسْتَغْفِرُ اللَّهَ‏ رَبِّی‏ وَ أتُوبُ‏ إِلَیْهِ‏».

سپس هفت بار بگویید: «هَذَا مَقَامُ‏ الْعَائِذِ بِکَ مِنَ النَّار».

آن ­گاه اگر تمایل داشتید، سیصد بار هم بگویید: «العَفوُ».

توجه: امام صادق(علیه ­السلام) در تفسیر آیۀ شریفۀ «وَ بِالأسْحارِ هُمْ یَسْتَغْفِرُونَ» می ­فرماید: «آن ­ها کسانی هستند که در قنوت نماز وتر، از خدای خود طلب غفران می ­کنند».

حکایت

مرحوم حاج ملاحسین علی صدیقین می ­گوید: «در مدرسۀ صدر اصفهان، نیمه­ شبی برای نماز شب از خواب بیدار شدم، و به حیات مدرسه رفتم. ناگهان با صحنۀ فوق ­العاده­ای مواجه شدم. در تاریکی شب شنیدم که در و دیوار و درخت ­های مدرسه، مشغول تسبیح خداوند هستند و  می ­گویند: «سُبُّوحٌ‏ قُدُّوسٌ‏ رَبُّنَا وَ رَبُّ الْمَلائِکَةِ وَ الرُّوح». با تعجب به در و دیوار نگاه می ­کردم، و در حیات مدرسه قدم می ­زدم. وقتی از کنار حجرۀ آخوند ملامحمد کاشی عبور کردم، متوجه شدم ایشان در حال تهجد و شب ­زنده  داری است و این ذکر را بر زبان جاری می ­کند. در و دیوار و درختان مدرسه هم، در همنوایی با ایشان ذکر می ­گفتند.

فردا صبح، خدمت مرحوم آخوند رسیدم و ماجرای دیشب را با وی در میان گذاشتم.

آخوند کاشی فرمود: «ذکر گفتن در و دیوار تعجب ندارد. تعجب در این است که تو چگونه صدای آن ­ها را شنیدی!»

آیت ­الله خوانساری می ­فرمود: امام خمینی در مدرسۀ دارالشفای قم حجره داشت. ایشان شب­ ها برای نماز شب، آب حوض فیضیه را که یخ بسته بود می­شکست، و وضو می­گرفت. وقتی نماز شب می­خواند، گویا در و دیوار فیضیه با این سید چهل ساله، هم ذکر و هم صدا می ­شدند».


. منظور از مؤمن، شیعه است. بهتر است در قنوت نماز شب، کسانی را دعا کنید که حقی به گردنتان دارند. افرادی چون پدر و مادر، خواهر و برادر، اجداد و درگذشتگان، بستگان و همسایه­ ها.

. قَالَ أبُو عَبْدِ اللَّهِ(علیه ­السلام):‏ «کَانُوا یَسْتَغْفِرُونَ اللَّهَ فِی الْوَتْرِ سَبْعِینَ مَرَّةً فِی السَّحَرِ».

(بحارالأنوار، ج۸۴، ص۱۲۵)

. خداوند متعال در قرآن کریم می ­فرماید: )وَ إِنْ مِنْ شَیْ‏ءٍ إِلاَّ یُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ وَ لکِنْ لا تَفْقَهُونَ تَسْبیحَهُم(؛ «و هر موجودى، تسبیح و حمد او مى ‏گوید، ولى شما تسبیح آن­ها را نمى ‏فهمید».

(اسراء، آیۀ ۴۷)

. حمید خلیلیان، حدیث خوبان، ص۲۹۳ و ۲۹۴٫

. حیات عارفانۀ فرزانگان، ص۷۱ ـ به نقل از پا به پای آفتاب، ج۳، ص۲۸۱

اهمیت نماز اول وقت

 

Image and video hosting by TinyPic

 

 

اهمیت نماز اول وقت 
پيامبر فرمودند در حديثي «لا يَزال الشَّيطان ذَعراً مِن المؤمِن مَا حَافَظَ عَلى صَلواتِ الخَمس فَإذا ضَيّعهُنَّ تجرَّأهُ عَليه وَ أوقَعهُ في العَزائم» يعني شيطان پيوسته و تا زماني كه مؤمن نمازهاي خود را اول وقت بخواند از او هراسان و ترسناك است، ولي چون آدم و انسان نماز خود را ضايع كند، شيطان بر او جسور مي‌شود و او را در گناهان بزرگ مي‌افكند. يعني تا وقتي كه انسان نماز اول وقت مي‌خواند شيطان بر او حاكميت ندارد. اين حديث در كتاب اسرار الصلوة شيخ نخودكي ص58 است.
در حديث و روايت است كه «إختَبروا شِيعَتي بخِصلَتَينِ فَإن كانتَا فِيهم فَهُم شِيعَتي حَقّاً محافظتهم لأوقاتِ الصَّلواتِ وَ مُوَاسَاتِهِم في المالِ مَعَ إخوانِهِم المُؤمِنين و إن لم يَكونا فِيهِم فَاعزب، ثم اعزب ثم اعزب» حضرت فرمود شيعيان مرا با دوتا صفت بشناسيد. اگر مي‌خواهيد ببينيد كسي شيعة واقعي است، ببينيد اين دو صفت در او هست يا نيست. يك، نماز اول وقت. شيعه نمازش را اول وقت بجا مي‌آورد. دوم، اينكه در امور مالي با ديگران مواسات بكند، كمك مالي به ديگران بكند. بعد حضرت فرمود كه اگر كسي اين دو صفت را ندارد از او بر حذر باش، از او دوري كن، از او فاصله بگير. اين هم در همان كتاب ص72.
حديث ديگر، «إنَّ الصَّلوةَ إذا ارتَفَعَت رَجَعَت الى صاحِبِها وَ هِي بَيضاءٌ مُشفِقَةٌ و تَقولُ حَفَظتَني حَفَظَكَ اللهُ وَ اذا ارتَفَعَت في غَيرِ وَقتِها وَ بِغَيرِ حُدودِها رَجَعَت الى صَاحِبِها وَ هِيَ سَودَاءٌ مُظلِمَةٌ تَقولُ ضَيَّعتَني ضَيَّعَكَ اللهُ» وقتي كه نماز در اول وقت خوانده بشود، سفيد، نوراني، درخشان از آسمان به صاحب خودش برمي‌گردد. و آن نماز به صاحبش مي‌گويد تو مرا مراعات كردي، اول وقت بجا آوري، خدا حفظت بكند ان شاء الله، خدا حاجاتت را بدهد، خدا مراعاتت كند، خدا امورت را اصلاح كند. ولي اگر نماز اول وقت خوانده نشود، رعايت حدود نماز هم نشود، اين نماز كه به آسمان مي‌رود، به شكلي سياه، ظلماني، تاريك و وحشتناك پهلوي صاحب خودش برمي‌گردد. مي‌گويد همانطور كه مرا ضايع كردي، خدا ضايعت بكند، همانطور كه مرا نابود كردي خدا نابودت كند. اين نماز، نمازي است كه ما مي‌خواهيم شفيع ما باشد. فرمودند كه «وَيلٌ لمن كانَ شُفَعَائُهُ خُصَمَائُهُ» واي به حال كسي كه شفيع او دشمنش بشود. نماز بنا است كه براي ما شفاعت كند. بنا است كه كمك‌كار ما باشد و ما را نجات بدهد. اگر ما نماز را اينجوري ضايع كنيم چه؟ نماز را از بين ببريم چه؟ از مهمترين و عظيم‌ترين دستورات نماز، همين مسألة اول وقت است. نماز اول وقت، نور مي‌شود و اين نور به خود انسان برمي‌گردد.
نماز اول وقت موجب مي‌شود كه آدم حاجاتش داده مي‌شود. در اين حديث ديديد كه مي‌گويد برمي‌گردد نماز، مي‌گويد مرا مراعات كردي، خدا مراعاتت بكند. يعني چه؟ يعني خدا به كارهايت اهميت بدهد، خدا كارهايت را اصلاح كند، ان شاء الله امورت رو به راه بشود. حاجت‌هايت داده بشود، مشكلات دنيويت برطرف بشود. ولي اگر نمازت را خراب كردي، منتظر نباش كارهاي دنياييت درست بشود، كارهاي دنياييت هم خراب مي‌شود. منتظر نباش كه امور دنيايت هم اصلاح بشود، امور دنيايت هم خراب مي‌شود. حالا بعضي‌ها هستند مي‌بيني خيلي فعاليت مي‌كنند، اين طرف مي‌روند، آن طرف مي‌روند، كاري دارند، مشكلي دارند، حل نمي‌شود، نمي‌فهمند كه رمزش كجاست؟ اينطور نيست كه ما به فكر خودمان، قدرت برنامه‌ريزي خودمان، به زور بدني و بازوئي خودمان متكي باشيم بگوييم من مي‌توانم، اين كار را درست مي‌كنم. اينطور نيست. اگر خداي متعال اراده نكند هيچ كاري در عالم به انجام نمي‌رسد و تحقق پيدا نمي‌كند. ارادة حق تعالي منوط به اين شده كه شما مراعات كار خدا را بكني. اگر كار خدا را اهميت بدهي، خدا به كارت اهميت مي‌دهد، اگر كار خدا را مراعات كردي، خدا مراعاتت مي‌كند. اگر آن خواستة خدا كه البته نفعش به خودمان مي‌رسد، عملي كردي خدا خواستة شما را عملي مي‌كند. عملي شدن خواستة خدا چيست؟ نماز اول وقت. فلذا اين كه ما تأكيد مي‌كنيم و اصرار مي‌كنيم كه نماز اول وقت بخوانيد، اين كه حضرت ولي عصر عليه السلام هم ميلشان به اين است و هم سفارش كردند به خيلي‌ها كه خدمتشان رسيده‌اند، اين‌ها به خاطر چيست؟ به خاطر اين است كه نماز اول وقت به انسان نور مي‌دهد، گشايش در امور انسان ايجاد مي‌كند، مورد رضايت خود انسان قرار مي‌گيرد.
  + نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم آذر ۱۳۹۰ساعت 14:20  توسط هادی و مهدی  |  نظر بدهید اهمیت نماز اول وقت توصیه امام به نماز اول وقتیکی از یاران امام می گوید: حضرت امام خیلی به نماز اهمیت می دادند. خیلی سفارش نماز را می کردند. همیشه می گفتند: «همین که شما می گویید اول این کار را بکنم بعد نماز بخوانم، این خلاف است؛ نگویید این حرف را، به نمازتان اهمیت دهید، اول نماز».نماز اول وقت با حضور سران کشورهای اسلامیامام به نماز اول وقت خیلی مقید بودند، در اوج اشتغالات و گرفتاری ها به نماز اول وقت مقید بودند. یادم هست روزی که سران کشورهای اسلامی برای قضیه صلح ایران و عراق به خدمت شان آمده بودند، وسط جلسه بود که اذان ظهر گفته شد، امام بلند شدند و فرمودند: «من می خواهم نماز بخوانم. و چون مقید بودند به هنگام نماز خود را با عطر خوشبو کنند، در همان جلسه به من اشاره کردند: عطر مرا بیاور. پس از عطر زدن به نماز ایستادند و دیگران هم پشت سر ایشان نماز جماعت خواندند.برخورد با نمازگزاران آخر وقتآیت اللّه صادق خلخالی می گوید: گاهی اوقات بعضی از طلاب که سر درس حضرت امام شرکت می کردند، نماز ظهر و عصرشان به نزدیک غروب می افتاد و در پایان درس امام، برمی خاستند و نماز می خواندند. حضرت امام خیلی جدی از بالای منبر با این گونه طلاب برخورد می کردند و می فرمودند: «برای اهل علم درست نیست که نمازشان را به آخر وقت موکول کنند».آیا وقت نماز شده است؟غلام رضا باطنی می گوید: حضرت امام بعد از عمل جراحی سنگین، با توجه به سن زیاد ایشان و به علت استفاده کردن از داروهای مختلف، حالت خواب آلودگی داشتند. و عموما خواب بودند. اما زمانی که وقت نماز می شد، خودشان بیدار می شدند؛ یعنی به طور خودکار وقتی لحظه نماز فرا می رسید، کاملاً هوشیار بودند و به محض اینکه چشم باز می کردند، می پرسیدند، وقت نماز شده است؟ بنده می گفتم: بله. جناب حاج آقا محمد علی انصاری هم تشریف داشتند و به ایشان کمک می کردند، امام وضو می گرفتند و نمازشان را می خواندند.وقت نماز استاز تیمسار شهید صیاد شیرازی نقل است: قبل از شروع یکی از عملیات ها که خودمان را برای طرح برنامه آن آماده می کردیم، خدمت حضرت امام رسیدیم و به ارائه گزارش پرداختیم. در این جلسه حضرت آیت اللّه خامنه ای، آقای هاشمی رفسنجانی، وزیر دفاع و فرمانده محترم کل سپاه حضور داشتند. گزارش ها خدمت حضرت امام داده شد. در اوج صحبت و گزارش، ایشان بلند شدند و به اتاق دیگر رفتند.پس از این حرکت، اولین کسی که صحبت کرد، آقای هاشمی رفسنجانی بود، ایشان گفت: آقا، کسالتی عارض شده؟ چون تنها چیزی که به ذهن می آمد، این بود. امام در پاسخ فرمودند: خیر! وقت نماز است.با یک قاطعیتی بیان کردند که احساس می کردیم، مثل اینکه ما تا حالا نماز نخوانده ایم. سجاده امام پهن بود، آن بزرگوار به مقدمات نماز پرداختند و ما هم رفتیم وضو گرفتیم و پشت سر ایشان در یکی دو صف ایستادیم و نماز را به جماعت برگزار کردیم.این صحنه تمام شد؛ ولی آثار رفتاری و اخلاقی امام و روحیه تعبد ایشان، به نظر من یک اثرِ جاودانی بر جای گذاشت.
 
  + نوشته شده در  شنبه دوازدهم آذر ۱۳۹۰ساعت 18:56  توسط هادی و مهدی  |  نظر بدهید اهمیت نماز اول وقت اینکه در دین اسلام این قدر به نماز اول وقت اهمیت می دهند، خب نمازهای ما که ایراد و اشکال دارد پس چه اهمیتی دارد که اول وقت بخوانیم؟نماز دارای مراتب فراوان و درجات بسیاری است و هر درجه آن دارای ارزش است؛ زیرا آثار و برکات نماز و به خصوص نماز اول وقت به اندازه ای زیاد و و فراوان است که حتی اگر نماز، دارای نقص های فراوان باشد در حد خود، موجب خشنودی خداوند است. البته باید کوشید تا با بالا بردن آگاهی خود درباره فلسفه نماز، بویژه اول وقت و عبادت و مانند آن, از نقص های آن کاست.دوست عزیز!هر عملی خاصیت و فایده ی خود را دارد؛ لذا ما وظیفه داریم در عین حال که نمازمان را در اول وقت می خوانیم، نقص ها و کاستی های آن را نیز برطرف کنیم؛ نه اینکه به بهانه ی اشکال در نماز، خود را از برکات نماز اول وقت محروم کنیم. 
 
 
در روایتی از امام صادق(علیه السلام) آمده است: «اول چیزى که در قیامت مى‏پرسند نماز است، اگر قبول شد سایر عبادات نیز مقبول است» (محاسن برقى، ج 1، ص 81) نیز امام صادق (علیه السلام) فرمودند: «شفاعت ما به کسى که نماز را سبک بشمارد نمى‏رسد» (همان، ص 80 ) و از مصادیق سبک شمردن نماز، تأخیر در خواندن آن است.مرحوم آیه الله بهجت فرموده اند که: نماز اول وقت و تداوم آن انسان را به کمالات الهی و مراتب والای انسانی و معنوی می رساند و این سخن را بسیاری از بزرگان اهل معرفت بیان کرده اند. سبک شمردن نماز، آثار و نتایج شوم فراوانى دارد؛ حضرت رسول اکرم در این باره مى‏فرماید:هر کس نماز را سبک بشمارد، دچار پانزده بلا مى‏شود:شش بلا در دنیا، سه بلا در هنگام مرگ، سه بلا در قبر و سه بلا و عقوبت هنگامى که از قبر بیرون مى‏آید:الف. آنچه در دنیا به آن دچار مى‏شود:1. خداوند برکت را از عمر او برمى دارد.2. خداوند برکت را از روزى‏اش بر مى‏دارد.3. چهره خوبان از او گرفته مى‏شود.4. کار نیک وى دیگر پاداش نخواهد داشت.5. دعایش به اجابت نمى‏رسد.6. از دعاى خوبان بهره‏اى نخواهد برد.ب. آنچه در هنگام مرگ به آن دچار مى‏شود:1. با ذلت و خوارى مى‏میرد.2. گرسنه از دنیا مى‏رود.3. تشنه مى‏میرد.ج. آنچه در قبر گریبانش را مى‏گیرد:1. خداوند ملکى را در قبر وى مى‏گمارد، تا او را شکنجه کند.2. قبر بر وى تنگ خواهد گرفت.3. درون قبر وى، تاریک خواهد بود.
 
د. آنچه در قیامت هنگام برخاستن از قبر به آن دچار مى‏شود:1. خداوند فرشته‏اى بر او مى‏گمارد، تا وى را با صورت بر زمین بکشد؛ در حالى که مردم نظاره مى‏کنند.2. با وى محاسبه سختى خواهد داشت.3. هرگز خداوند به وى نظر رحمت نمى‏افکند و تطهیرش نمى‏کند و عذاب دردناک و سختى در انتظار او است. .(مستدرک الوسائل، ج 1، ص 171 - 172) از دیگر مضرات نخواندن نماز در اول وقت این است که موجب جرأت و سلطه شیطان بر انسان مى شود. رسول خدا (صلی الله علیه و اله) مى‏فرماید:شیطان همیشه از مؤمن مى‏ترسد، تا زمانى که بر نمازهاى پنجگانه محافظت دارد. اما هنگامى که پنج وقت نماز را ضایع کرد، بر او جرأت پیدا مى‏کند و او را در گناهان بزرگ مى‏اندازد. {- وسائل الشیعه، ج 3، ص 18}یکى دیگر از آثار شوم سستى در نماز، محشور شدن با افراد دوزخى در قیامت است. پیامبر(صلی الله علیه و اله) مى‏فرماید:کسى که نمازهاى پنجگانه‏اش را با طهارت کامل در اول وقت به جا آورد، این نماز در قیامت براى او نور و برهان است و کسى که نمازش را ضایع کند (از جمله اول وقت نخواند)، با فرعون و هامان محشور خواهد شد. - سفینة البحار، ج 2، ص 43-
ذکر چند حدیث در خصوص نماز اول وقت:امام صادق(علیه السلام) فرموده است:کسى که نمازها را بى سبب به تأخیر اندازد و حدود آنها را حفظ نکند، فرشته‏اى نماز او را سیاه و تاریک به آسمان برد؛ در حالى که نماز با صداى بلند به نمازگزار گوید: مرا ضایع کردى، خداى تو را ضایع کند؛ آن چنان که مرا ضایع کردى. {- آداب الصلاة، ص 3 و 4.}حضرت مهدى (عج الله تعالی فرجه الشریف) به یکى از مشتاقان دیدارش (زهرى) که به زیارت آن حضرت موفق شده بود، دوبار فرمود:از رحمت خدا دور است کسى که نماز صبح را چندان تأخیر اندازد تا ستاره‏ها ناپدید شوند و نماز مغرب را به قدرى تأخیر اندازد تا ستاره‏ها ظاهر شوند. {- حق الیقین، ص 302} امام صادق (علیه السلام ) در این باره مى فرماید: هنگامى که وقت نماز داخل شد، تمام درهاى آسمان باز مى شود و فرشتگان، اعمال انسان را در آن وقت بالا مى برند. دوست ندارم عمل هیچ کس از عمل من جلوتر به آسمان بالا رود و دوست ندارم عمل کسى در پرونده عملش جلوتر از عمل من نوشته شود.امام رضا (علیه السلام ) فرمود: هر رکعتى از نماز در اول وقت ، مطابق با هزار رکعت در غیر وقت آن است.امام جعفر صادق (علیه السلام ) نقل شده است که فرمود: شیعیان ما را به مواظبت نمودن نماز اول وقت، امتحان کنید! امام (علیه السلام ) مى خواهد این مطلب را بیان کند که اگر نمازگزار، نماز خود را در اول وقت بخواند از شیعیان ما مى باشد.امام صادق (علیه السلام ) نیز درباره نماز اول وقت مى فرماید: کسى - به نماز اول وقت اهمیت دهد و سعى کند که آن را در اول وقت به جاى آورد، من (چهار چیز را) براى او زمانت مى کنم (و آن ها عبارتند از): اول این که: هنگام مرگ با حالت شادمانى، خوشحالى، راحتى و سرور از دنیا مى رود. دوم این که، تمام غم ها و غصه ها و ناراحتى هاى او (در دنیا و آخرت ) برطرف مى گردد. سوم این که، از عذاب الهى و آتش سوزان جهنم نجات پیدا مى کند. چهارم این که، (اول صبح قیامت) داخل بهشت هاى پر نعمت مى شود. پرسشگر گرامی!یکى از کسانى که حتما نماز خود را اول وقت مى خواند، وجود نازنین امام زمان حضرت مهدى (علیه السلام) روحى و ارواح العالمین لمقدمه الفداه مى باشد و براى آن حضرت، ممکن نیست نماز خود را در غیر وقت خودش ‍ اقامه نماید. بعضى از محدثان بزرگوار نقل کرده اند که : نماز اول وقت ، حتما بالا مى رود و اگر کسى نماز خود را در اول وقت بخواند ملائکه آسمان، نماز او را با نماز امام زمان (علیه السلام) و افراد صالح خداوند، بالا مى برند و از فضل وجود و کرم خداوند دور است نمازى که با نماز امام زمان بالا رود، به آن توجه نکند و آن را قبول ننماید. جمله ی پایانی اینکه: در حد توان سعی کنید با تمرین و ممارست، اشکالات نماز خود را برطرف کنید؛ و در عین حال نیز نمازهای خود را در اول وقت بخوانید
  + نوشته شده در  شنبه دوازدهم آذر ۱۳۹۰ساعت 18:51  توسط هادی و مهدی  |  نظر بدهید اهمیت نماز اول وقت الف ) خطر استخفاف و سبک شمردن نماز 1. عنه صلی الله علیه و آله- لابنته فاطمه علیهاالسلام لما قالت له : یا ابتاه ، ما لمن تهاون بصلاته من الرجال و النساء؟ -: یا فاطمه ، من تهاون بصلاته من الرجال و النساء ابتلاه الله بخمس عشره خصله : ست منها فی دار الدنیا ، و ثلاث عند موته ، و ثلاث فی قبره ، و ثلاث فی القیامه اذا خرج من قبره . فاما اللواتی تصیبه فی دار الدنیا : فالأولی : یرفع الله البرکه من عمره ، و یرفع الله البرکه من رزقه ، و یمحو الله عزوجل سیماء الصالحین من وجهه ، و کل عمل یعمله لا یؤجر علیه ، و لا یرتفع دعاؤه الی السماء ، و السادسه : لیس له حظ فی دعاء الصالحین . و أما اللواتی تصیبه عند موته فأولهن : انه یموت ذلیلا . و الثانیه : یموت جائعا. و الثالثه : یموت عطشانا ، فلو سقی من أنهار الدنیا لم یرو عطشه . و أما اللواتی تصیبه فی قبره : فأولهن : یوکل الله به ملکا یزعجه فی قبره . و الثانیه : یضیق علیه قبره . و الثالثه : تکون الظلمه فی قبره .و أما اللواتی تصیبه یوم القیامه اذا خرج من قبره : فأولهن : أن یوکل الله به ملکا یسحبه علی وجهه و الخلائق ینظرون الیه . و الثانیه : یحاسب حسابا شدیدا . و الثالثه : لا ینظر الله الیه و لا یزکیه و له عذاب ألیم . (2)پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم در پاسخ به دخترش فاطمه علیهاالسلام که سؤال کرد : ای پدر! مردان و زنانی که نمازشان را سبک می شمارند چه ( جزایی ) دارند ؟ فرمود : ای فاطمه ! هرکس - از مردان یا زنان - نمازش را سبک بشمرد ، خداوند او را به پانزده خصلت مبتلا می کند : شش خصلت در دنیا ، سه خصلت هنگام مرگش ، سه خصلت در گورش و سه خصلت در قیامت هنگامی که از گورش بیرون می آید . اما آنچه در دنیا به او می رسد : خداوند برکت را از عمرش برمی دارد و نیز سیمای صالحان را از چهره اش می زداید ، به هر عملی که انجام می دهد پاداشی داده نمی شود ، دعایش به آسمان نمی رود و ششم این که برای او در دعای صالحان نصیبی نیست . اما آنچه هنگام مرگش به او می رسد : نخستین آنها این است که خوار می میرد ، دوم ، گرسنه می میرد و سوم ، تشنه می میرد ؛ پس اگر از نهرهای دنیا به او بنوشانند ، سیراب نمی شود . اما آنچه در قبرش به او می رسد : نخستین آنها این است که خداوند فرشته ای می گمارد تا او را در قبرش آزار داده و آشفته سازد ، دوم ، این که قبرش را بر او تنگ می کند و سوم ، این که قبرش تاریک است . اما آنچه روز قیامت هنگام برون آمدن از قبرش به او می رسد: نخستین آنها این است که خداوند فرشته ای می گمارد تا او را با صورت ( روی زمین ) بکشد در حالی که مردم به او می نگرند ، دوم ، این که بازخواست سختی می شود و سوم ، این که خداوند به او نمی نگرد و پاکش نمی سازد و عذابی دردناک دارد . 2. حضرت باقر علیه السلام می فرماید : لا تتهاون بصلاتک فان النبی صلی الله علیه و آله و سلم قال عند موته : لیس منی من استخف بصلاته ؛ (3)مبادا نمازت را سبک بشماری ؛ زیرا پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم هنگامی که می خواستند از این دنیا رخت بربندند فرمودند : هر کس نمازش را سبک بشمارد ، از من نیست . 3. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم می فرماید: لا یزال الشیطان ذعرا من المؤمن ما حافظ علی الصلوات الخمس ، فاذا ضیعهن تجرأ علیه ، فأدخله فی العظائم ؛ (4) همواره شیطان از انسان با ایمان ، در هراس است تا هنگامی که بر نمازهای پنج گانه مواظبت ورزد ؛ پس هرگاه آنها را ضایع کند [ یعنی حق آنها را ادا نکرده و وظیفه اش را نسبت به آنها انجا ندهد ] بر او جرأت می یابد و او را در گناهان بزرگ وارد می کند . 4. حضرت امیرمؤمنان علیه السلام می فرماید : من ضیع الصلاه فهو لغیرها أضیع ؛ (5) کسی که نمازش را ضایع کند اعمال دیگرش را بیشتر ضایع خواهد کرد . 5. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم می فرماید : لیس منی من استخف بصلاته ، لا یرد الحوض لا والله ؛ (6) از [ امت ] من نیست کسی که به نمازش استخفاف ورزیده و آن را سبک بشمار به خدا قسم در قیامت از ملاقات من در نزد حوض [ کوثر ] محروم خواهد بود . 6. ابوبصیر می گوید : بر ام حمیده ( همسر امام صادق علیه السلام ) وارد گشتم تا او را به جهت رحلت و شهادت امام صادق علیه السلام تسلیت دهم . پس او گریست و من نیز از گریه ی او گریستم . سپس گفت : ای ابومحمد ! (7) اگر ابوعبدالله را هنگام مرگ می دیدی ، به شگفت می آمدی ، چشمانش را باز کرد و سپس فرمود : هر کس را میان من و او پیوند خویشاوندی است گرد آورید . ام حمیده گفت : هیچ کس را رها نکردیم مگر این که گرد آوردیم پس به آنها نگریست ، سپس فرمود : « ان شفاعتنا لا تنال مستخفا بالصلاه » ؛ (8) همانا شفاعت ما به سبک شمارنده ی نماز نمی رسد . 7. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم می فرماید : لا تضیعوا صلاتکم ؛ فان من ضیع صلاته حشر مع قارون و هامان . و کان حقا علی الله أن یدخله النار مع المنافقین ، فالویل لمن لم یحفاظ علی صلاته و أداء سنه نبیه ؛ (9)نمازتان را ضایع نکنید که هرکس نمازش را ضایع کند با قارون و هامان (10) حشور می شود و سزوار است که خداوند او را همراه منافقان وارد آتش کند ؛ پس وای بر کسی که بر نمازش و انجام سنت پیامبرش مواظبت نورزیده است
  + نوشته شده در  شنبه دوازدهم آذر ۱۳۹۰ساعت 18:42  توسط هادی و مهدی  |  یک نظر اهمیت نماز اول وقت   فلسفه فضیلت و اهمیت نماز اول وقت چیست نماز اول وقت در نصوص دینی، مورد تاکید بسیار قرار گرفته و فضایلفراوانی برای آن نقل شده است. از نظر تاثیرات روحی، روانی و اجتماعی،می‏توان امور زیر را نام برد:الف) عادت دادن شخص به نظم؛ب) وجود نشاط و آمادگی و حضور قلب بیشتر جهت انس و ارتباط با خدا و تقویتکمالات نفسانی؛ج) زمینه‏سازی جهت برگزاری جماعت‏های بزرگ و انس و الفت و اتحاد بیشترمسلمانان.توضیح آن که:وقتی جامعه‏ئ اسلامی مقید به خواندن نماز در اول وقتباشند، در هر منطقه غالب مردم هم‏زمان به نماز خواهند ایستاد. این مسالهآمادگی آنان را برای جماعت و ایجاد صفوف گسترده و پرجمعیت بیشتر می‏کند.در حالی که نماز در غیر اول وقت، در بین زمان‏های مختلف پراکنده می‏شود و ازاجتماع و شکوه عبادی و انس و الفت موئمنان در مراکز دینی می‏کاهد.
  + نوشته شده در  شنبه دوازدهم آذر ۱۳۹۰ساعت 18:39  توسط هادی و مهدی  |  نظر بدهید اهمیت نماز اول وقت به نام خدا
 
نماز، تجلي بخش محبت وانس به خداي كريم است. نماز نفي معبودهاي غير حقيقي، تخيلي، عاطفي والحادي است. نماز رازست ونياز، نماز آرامش است و پرواز، نماز آرايش است و پيرايش. نماز آراستن به زيور خوبيها وزيبايي و پيراستن از كژيها وزشتيهاست. نماز بازدارنده از فحشاء ومنكرات و آلودگي هاست.اقامه نماز واجب است ولي ذات مقدس حق اول وقت خواندن آن را واجب نشمرده است تا بندگانش دچار عسر وحرح وسختي ومشقّت نگردند. گاهي ممكن است انسان دروقت فضيلت نماز مشغول كار مهمي باشد مثل نجات جان يك انسان و... دراين صورت نجات جان يك انسان برنماز اول وقت ترجيح دارد. يا گفته شده نماز جماعت اگر با تأخير خوانده شود برنماز فراداي اول وقت ترجيح دارد. چون وحدت اجتماعي از اهميت بسيار والايي برخورداراست. اما اگر انسان بدون عذر موجه جدي نماز را به تأخير بياندازد شايد كوتاهي و بي اعتنايي نسبت به تماز تلقي گردد ومقبوليت آنرا دچار اشكال سازدنماز اول وقت درمتون ديني، مورد تأكيد بسيار قرار گرفته وفضايل فراواني براي آن نقل شده است. ازنظر تأثيرات روحي، رواني و اجتماعي مي توان امور زير را نام برد :1- عادت دادن شخص به نظموجود نشاط وآمادگي وحضور قلب بيشتر جهت انس وارتباط با خدا وتقويت كمالات نفساني2- زمينه سازي جهت برگزاري جماعت هاي بزرگ وانس والفت واتحاد بيشتر مسلمانانتوضيح آنكه وقتي جامعه اسلامي مقيد به خواندن نمازاول وقت باشند، درهر منطقه، غالب مردم هم زمان به نماز خواهند ايستاد. اين مسأله آمادگي آنان را براي جماعت وايجاد صفوف گسترده و پر جمعيت بيشتر مي كند. درحالي كه نماز درغير اول وقت، در بين زمان هاي مختلف پراكنده مي شود واز اجتماع و شكوه عبادي وانس والفت مؤمنان درمراكز ديني مي كاهد." كلباسي مجتبي، يكصد پرسش وپاسخ درباره نماز، دفتر اول تهران، ستاد اقامه نماز،1380، ص97-"شهید بزرگوار مطهری در همین زمینه می فرماید : مسأله اي كه درمورد نماز مورد توجه اسلام قرار گرفته است دقت زياد نسبت به رعايت وقت است به طوري كه دقيقاً روي دقيقه، ثانيه آن حساب شده است. بدون شك اين امر در روح عبادت ورابطه انسان با خدا مؤثر نيست كه مثلاً اگر يك دقيقه قبل از وقت نماز را شروع كنيم آن حالت تقرب و توجه پيدا نمي شود ولي اگر اول وقت انجام شد تقرب ايجاد مي شود. اسلام خواسته است نوعي تمرين وقت شناسي وتمرين احترام گزاردن به نظم ووقت قرار داده باشد ." ر.ك : استاد شهيد مرتضي مطهري، تعليم وتربيت دراسلام(انتشارات صدرا، 1371) ص192"خلاصه نماز اول وقت آنقدر ارزشمند است كه اميرالمؤمنين حضرت علي(علیه السلام ) درجنگ صفين نماز ظهر را دراول وقت دربحبوحه جنگ اقامه فرمود.
  + نوشته شده در  جمعه یازدهم آذر ۱۳۹۰ساعت 15:3  توسط هادی و مهدی  |  یک نظر اهمیت نماز اول وقت اهمیت نماز در اول وقت  
نماز يكي از فريضه‌هاي مهم و اصلي اسلام است كه به عنوان دومين ركن اسلام قرار گرفته است و پلي ارتباطي بين خدا و بنده‌اش است. در نماز، بنده دلش را براي راز و نياز با خدايش باز مي‌كند و شروع به حرف زدن، ستايش كردن و درخواست از خداوند مي‌كند و نهايت بندگي‌اش را براي خداوند به منحصه‌ي ظهور مي‌گذارد. در اين بين نماز مي‌تواند پل ارتباطي قويتري باشد وتمام ثوابش را در بر داشته باشد، به شرطي كه بر طبق قرآن و سنت صحيح و در اول وقت بر‌‌گذار شود. و انجام آن از طرف نماز‌گذار به تأخير انداخته نشود. ما نيز در اينجا به دليل اهميت موضوع و عادت كردن مردم به تأخير انداختن نمازها، اشاره‌اي گذرا و قابل فهم بر اين مسئله مي‌كنيم تا توانسته باشيم تا حدودي در تبيين بحث خواندن نماز در اول وقت آن، انذار و تبشيري كرده باشيم. خداوند در قرآن مي‌فرمايد:
إن الصلاة كانت علي المؤمنين كتابا موقوتا(نساء/103).
‹ بي‌گمان نماز بر مؤمنان فرض و داراي اوقات معلوم و معين است›.
از ابن مسعود رضي الله عنه روايت است كه: پيامبر صلي الله عليه و سلم فرمود:( أفضل الأعمال، الصلاة في اول وقتها )(ترمذي و حاكم آن را روايت كرده‌اند، و اين حديث صحيح است).
‹ بهترين اعمال، نماز اول وقت است›.
اين حديث بر افضليت نماز خواندن در اول وقتش دلالت مي‌كند، يعني در تمام وقت نماز، مي‌توان آن را خواند. ولي در اول وقت آن بهتر و افضلتر است.
محمد بن عبدالله الخزاعي و عبدالله بن مسلمه گفتند كه: عبدالله بن عمر رضي الله عنه از قاسم بن غنام و او از أم فروه برايمان روايت كرده است كه: ( سئل رسول الله صلي الله عليه و سلم أي الأعمال أفضل؟ قال صلي الله عليه و سلم : الصلاة في اول وقتها) (ابوداود روايت كرده است).
‹ از پيامبر صلي الله عليه و سلم سؤال كرده شد كه چه عملي داراي ثواب بيشتري است؟ پيامبر صلي الله عليه و سلم فرمود : خواندن نماز در اول وقت آن ).
منذري مي‌گويد: أم فروه از زناني بوده كه با پيامبر صلي الله عليه و سلم بيعت كرده و خواهر پدري ابوبكر رضي الله عنه بوده است.
از أم فروه روايت است كه: ( سئل النبي صلي الله عليه و سلم أي الأعمال أفضل؟ قال صلي الله عليه و سلم الصلاة لأول وقتها ) (ترمذي روايت كرده است).
‹ از پيامبر صلي الله عليه و سلم سوال شد كه چه عملي داراي ثواب بيشتري است؟ پيامبر صلي الله عليه و سلم فرمود : خواندن نماز در اول وقت آن).
از عبدالله بن مسعود رضي الله عنه روايت است كه (سئلت النبي صلي الله عليه و سلم أي العمل أحب الي الله؟ قال صلي الله عليه و سلم: الصلاة علي وقتها )
( بخاري روايت كرده است).
‹ از پيامبر صلي الله عليه و سلم در مورد محبوبترين عمل نزد خداوند سوال كردم؟ گفت صلي الله عليه و سلم : نماز بر وقتش ).از عبدالله بن مسعود رضي الله عنه روايت است كه: ( سألت رسول الله صلي الله عليه و سلم : أي العمل أفضل؟ قال صلي الله عليه و سلم : الصلاة لوقتها )(مسلم روايت كرده است).
‹ از رسول الله صلي الله عليه و سلم سوال كردم : كدام عمل داراي ثواب بيشتري است؟ پيامبر صلي الله عليه و سلم فرمود: نماز در وقتش ).
ابن مالك(رح) مي‌گويد: لام در لأول به معناي (في: در) است. و الطيبي مي‌گويد: لام براي تاكيد آمده است و بر نماز خواندن در اول وقتش تاكيد دارد.
ابن بطال مي‌گويد : خواندن نماز در اول وقتش بهتر از به تأخير انداختن آن است، زيرا در حديث از محبوبترين عمل سوال شده و آن هم نمازي است كه تمام اركان، واجبات و سنتها در آن رعايت شده باشد و آن نماز از حيث رعايت سنت، در اول وقت خوانده شود. پس نمازي كه در اول وقت خوانده نشود، محبوبترين عمل نزد خداوند نيست. ابن حجر العسقلاني(رح) مي‌گويد : در حديث (الصلاه علي وقتها) لفظ (علي) دلالت بر استعلاء – در بر گرفتن تمام وقت نماز – مي‌كند و اولويت اوليه و اصليش بر خواندن در اول وقت است.
امام قرطبي(رح) مي‌گويد: در حديث ( الصلاه لوقتها) حرف (لام) براي استقبال در زمان آورده شده و در روايت ديگري گفته كه (لام) براي ابتدا در زمان آمده است. پس در هر دو معنا (لام)، به خواندن نماز در اول وقت دلالت دارد. و در ادامه مي‌گويد: در حديث (الصلاه علي وقتها ) نيز حرف ( علي ) بر اين دو مسئله دلالت مي‌كند، زيرا حرف (علي) در معناي (لام) به كار رفته است. و ابن خزيمه نيز اين نظر را دارد.
از ام المومنين عايشه (رض) روايت است كه : ( ما صلي رسول الله صلي الله عليه و سلم صلاة لوقتها الآخر مرتين حتي قبضه الله)(ترمذي روايت كرده است).
‹ آن نمازي كه پيامبر صلي الله عليه و سلم در آخر وقتش خواند، تا اينكه از دنيا رفت، فقط دو بار بود›.
پيامبر صلي الله عليه و سلم دو بار نماز را در آخر وقت خواند، يك بار با جبرئيل، براي ياد‌گيري خودش و بار ديگر براي شخصي كه از او در مورد اوقات نماز سوال كرده بود و پيامبر صلي الله عليه و سلم براي آموزش او در اول وآخر وقت نماز خواند، و اين دو مورد را نيز براي بيان جايز بودن خواندن نماز در آخر وقت آن انجام داده، و خواندن نماز در اول وقتش داراي فضل و ثواب بيشتري است.
امام شافعي(رح) مي‌فرمايد : خواندن نماز در اول وقتش داراي ثواب بيشتري است. و عمل پيامبر صلي الله عليه و سلم، و خلفاي راشدين بر اين مسئله دلالت دارند. و آنها هميشه نماز را در اول وقت مي‌خواندند. و مردم را نيز بر اين امر تشويق و دعوت مي‌كردند.
مستحب بودن در اول وقت خواندن نماز صبح
از ام المؤمنين عايشه(رض) روايت است كه : ( لقد كان رسول الله صلي الله عليه و سلم يصلي الفجر فتشهد معه نساء من المؤمنات متلفعات بمروطهن ثم يرجعن إلي بيوتهن ما يعرفهن أحد من الغلس )(متفق عليه).
‹ پيامبر صلي الله عليه و سلم نماز صبح را مي‌خواند و بعضي از زنان مؤمنان نيز در حالي كه با چادر خودشان را پوشانده بودند با او در نماز حاضر مي‌شدند، سپس بعد از نماز به خانه‌هايشان برمي‌گشتند و هيچ كس آنها را به خاطر غلس – تاريكي اول فجر – نمي‌شناخت ›.
در اين حديث واضح است كه نماز صبح هنگامي تمام مي‌شد كه هنوز هوا روشن نشده بود.
دو نكته از اين حديث استنباط مي‌شود
1- مستحب بودن خواندن نماز صبح در اول وقت(وقت غلس).
2- جايز بودن آمدن زنان به مساجد براي شركت در نماز جماعت، بدون خود‌آرايي و با پوشش اسلامي.
از جابر بن عبدالله رضي الله عنه روايت است كه : (…… والصبح كان النبي صلي الله عليه و سلم يصليها بغلس )(متفق عليه).‹ و پيامبر صلي الله عليه و سلم نماز صبح را در هنگام غلس- تاريكي اول فجر- مي‌خواند ›.
در اين حديث بهترين وقتها براي نمازهاي پنجگانه شرح داده شده كه در آن به وقت غلس به عنوان بهترين وقت نماز صبح اشاره شده است.
از سهل بن سعد رضي الله عنه روايت است كه : ( كنت أتسحر في أهلي، ثم يكون سرعة بي، أن أدرك صلاة الفجر مع رسول الله صلي الله عليه و سلم )( بخاري روايت كرده است).
‹ من با خانواده‌ام سحري مي‌كردم، سپس به عجله مي‌افتادم تا به نماز صبح با پيامبر صلي الله عليه و سلم برسم›.انس بن مالك رضي الله عنه از زيد بن ثابت رضي الله عنه روايت كرده است كه : ( أنهم تسحروا مع النبي صلي الله عليه و سلم ثم قاموا إلي الصلاة، قلت كم بينهما؟ قال : قدر خمسين أو ستين، أي آية)(متفق عليه).
‹ آنها با پيامبر صلي الله عليه و سلم سحري مي‌كردند، سپس بلند مي‌شدند براي نماز، انس مي‌گويد به زيد گفتم : چقدر فاصله بين سحري كردنتان و اقامه‌ي نمازتان بود، زيد گفت : حدود 50 يا 60 آيه‌ي قرآن كريم ›.
ابن حجر عسقلاني(رح) در شرح اين حديث مي‌گويد : اين حديث دلالت بر مستحب بودن خواندن نماز صبح در وقت تغليس مي‌كند، و اول وقت خواندن نماز صبح آغاز فجر است، زيرا در آن هنگام است كه خوردن و آشاميدن در هنگام روزه در آن حرام مي‌شود و فاصله‌ي زماني بين دست كشيدن از خوردن سحري و آغاز نماز صبح به مقدار خواندن 50 آيه از قرآن است، كه اين مدت، مدت لازمه براي قضاي حاجت و وضو گرفتن است.
عبدالله بن مسعود رضي الله عنه روايت مي‌كند : ( أنه صلي الله عليه و سلم أسفر بالصبح مرة ثم كانت صلاته بعد الغلس حتي مات لم يعد إلي أن يسفر) (ابوداود روايت كرده است).
‹ پيامبر صلي الله عليه و سلم يك بار نماز صبح را هنگام اسفار- روشني اول فجر- خواند و ديگر هيچگاه نماز خواندن هنگام اسفار- روشني اول فجر- را تكرار نكرد›.
جمهور علماي اسلام بر اين عقيده هستند كه غلس بهترين وقت براي نماز صبح است ولي اهل عراق، علماي حنفي و سفيان ثوري مي‌گويند كه بهترين وقت براي خواندن نماز صبح هنگام اسفار است، و به حديث – أسفروا بالفجر، فإنه أعظم للأجر : نماز صبح را در روشني اول فجر بخوانيد، زيرا آن داراي پاداش و ثواب بيشتري است- استناد كرده‌اند، كه ترمذي آن را روايت كرده است.رفع شبهه از اين حديث
از رافع بن خديج روايت است كه : ( قال رسول الله صلي الله عليه و سلم : أسفروا بالفجر فإنه أعظم للأجر)( اصحاب سنن روايت كرده‌اند).
امام شافعي(رح) و كساني ديگر معناي آن را بر محقق شدن طلوع فجر حمل مي‌كنند و مي‌گويند منظور پيامبر صلي الله عليه و سلم اين بوده كه نماز صبحتان را تا هنگام اسفار ادامه دهيد.
الشيخ الطحاوي الحنفي در كتاب( شرح معاني الآثار) مي‌گويد كه پيامبر صلي الله عليه و سلم در هنگام تغليس شروع به خواندن نماز صبح مي‌كرد و در هنگام اسفار نماز صبح را تمام مي‌كرد و سلام مي‌داد ، و در ادامه مي‌گويد كه منظور پيامبر صلي الله عليه و سلم در اين حديث اين بوده كه قرائت قرآن را در نماز صبح طولاني كنيد، تا هنگامي كه مي‌خواهيد از نماز تمام شويد به وقت اسفار رسيده باشيد، و حمل اين حديث بر اين كه ناسخ حديث نماز خواندن در غلس باشد، كاري اشتباه و نادرست است زيرا جمهور علما اين مسئله را رد كرده‌اند.
علمايي كه حديث اسفار را شرح داده‌اند در مورد آن مي‌گويند : اسفار در اين حديث به معناي تبيين و تحقق فجر صادق و طلوع آن است، نه اينكه منتظر ماند تا هوا به طور نسبتا كامل روشن گردد، زيرا در اين حالت كم كم وقت نماز صبح تمام مي‌شود، پس لازم است در اول وقت فجر صادق نماز صبح خوانده شود ومدت زمان آن هم تا جايي است كه هوا به طور نسبتا كامل روشن گردد كه در اين حالت وقت نماز صبح به پايان مي‌رسد. و در اين جا منظور تبيين آغاز اسفار براي نماز خواندن است، نه پايان اسفار و نزديك شدن طلوع آفتاب.
خطابي مي‌گويد: منظور از حديث اسفار اين است كه وقتي پيامبر صلي الله عليه و سلم مسلمانان را به تعجيل در نماز صبح امر كرد آنها به گونه‌اي عمل كردند كه نماز صبح را در بين فجر كاذب و فجر صادق مي‌خواندند به همين دليل پيامبر صلي الله عليه و سلم اين حديث اسفار را فرمود تا به مسلمانان توضيح دهد كه نماز را بعد از فجر صادق بخوانيد. چون فجر صادق اول اسفار است و پيامبر صلي الله عليه و سلم نيز بر نماز خواندن در اول وقتش توصيه كرده است و اول وقت نماز صبح، اول اسفار است نه انتهاي اسفار.
شمس الحق العظيم آبادي در عون المعبود مي‌گويد : احاديثي كه در مورد وقت نماز صبح آمده‌ است بر مستحب بودن، خواندن نماز صبح در وقت تغليس دلالت مي‌كنند و نماز صبح در هنگام تغليس داراي ثواب و اجر بيشتري از نماز خواندن در وقت اسفار است. و به همين خاطر بوده كه پيامبر صلي الله عليه و سلم تا آخر عمرش همواره نماز صبح را در وقت تغليس مي‌خواند. وامام مالك، شافعي، احمد، اسحاق بن راهويه، ابوثور، اوزاعي، داود بن علي و ابو جعفر طبري نيز بر اين راي بوده‌اند. و در ميان صحابه، خلفاي راشدين، ابن زبير، انس بن مالك، ابو موسي اشعري و ابوهريره بر اين راي بوده‌اند.
اما حديث عبدالله بن مسعود رضي الله عنه كه در آن مي‌فرمايد: (ما رأيت رسول الله صلي الله عليه و سلم صلي صلاة في غير وقتها غير ذلك اليوم )(بخاري روايت كرده است).
‹ رسول الله صلي الله عليه و سلم را يك بار ديدم كه نماز را در غير وقتش خواند و آن در اين روز- در فجر روز مزدلفه – بود ›.اين حديث يك مورد خاص بود كه در آن به دليل اينكه پيامبر صلي الله عليه و سلم همراه طلوع فجر و با كمي تاخير داخل مزدلفه شد، در انجام نماز صبح دچار تاخير شد. و خود راوي حديث نيز مي‌گويد كه فقط اين يك مورد بوده كه در آن پيامبر صلي الله عليه و سلم دچار تاخير در انجام نماز شده است، به همين خاطر به اين مورد هم به عنوان دليلي براي به تاخير انداختن نماز صبح نمي‌توان استناد كرد. پس از مجموع اين مباحث نتيجه گرفته مي‌شود كه خواندن نماز صبح در اول وقت آن – هنگام تغليس- سنت رسول الله صلي الله عليه و سلم است و تاخيرآن تا روشني كامل هوا خلاف سنت نبوي است.
  + نوشته شده در  جمعه یازدهم آذر ۱۳۹۰ساعت 14:58  توسط هادی و مهدی  |  نظر بدهید اهمیت نماز اول وقت آقای  مصباح می گوید: آیت الله بهجت از مرحوم آقای قاضی رحمه اللّه نقل می كردند كه ایشان می فرمود: ((اگر كسی نماز واجبش را اول وقت بخواند و به مقامات عالیه نرسد مرا لعن كند!و یا فرمودند: به صورت من تف بیندازد.))اول وقت سرّ عظیمی است (حافِظُوا عَلَی الصَّلَواتِ)(1)- در انجام نمازها كوشا باشید.خود یك نكته ای است غیر از (أَقیمُوا الصَّلوةَ)(2)- و نماز را بپا دارید.و همین كه نمازگزار اهتمام داشته باشد و مقیّد باشد كه نماز را اوّل وقت بخواند فی حدّ نفسه آثار زیادی دارد، هر چند حضور قلب هم نباشد.(3)
  + نوشته شده در  جمعه یازدهم آذر ۱۳۹۰ساعت 1:7  توسط هادی و مهدی  |  نظر بدهید اهمیت نماز اول وقت 1- برآورده شدن خواسته ها:
حضرت عبدالعظیم حسنی از امام حسن عسكری(ع) روایت می كند كه فرمودند: "خداوند متعال با حضرت موسی تكلم كرد، حضرت موسی فرمود:خدای من. كسی كه نمازها را در وقتش به جای آورد چه پاداشی دارد؟ خداوند فرمود:حاجت و درخواستش را به او عطا می كنم و بهشتم را برایش مباح می گردانم."1حضرت حجةالاسلام والمسلمین هاشمی نژاد فرمودند: پیرمردی مسن، ماه مبارك رمضان به مسجد لاله زار می آمد. خیلی آدم موفقی بود، همیشه قبل از اذان داخل مسجد بود. به او گفتم: حاج آقا. شما خیلی موفقید، من هر روز كه به مسجد می آیم می بینم شما زودتر از ما آمده اید جا بگیرید، او گفت: نه آقا، من هرچه دارم از نماز اول وقت دارم و بعد گفت: من در نوجوانی به مشهد رفتم.
مرحوم حاج شیخ حسن علی نخودكی را پیدا كردم و گفتم: من سه حاجت مهم دارم، دلم می خواهد هر سه تا را خدا در جوانی به من بدهد، یك چیزی یادم بدهید؟ ایشان فرمودند: چی می خواهی؟ گفتم: یكی دلم می خواهد در جوانی به حج مشرف شوم، چون حج در جوانی لذت دیگری دارد. فرمودند: نماز اول وقت به جماعت بخوان. گفتم: دومین حاجتم این است كه دلم می خواهد یك همسر خوب خدا به من عنایت كند. فرمودند: نماز اول وقت به جماعت بخوان. و حاجت سومم این است كه خدا یك كسب آبرومندی به من عنایت فرماید.
فرمودند:نماز اول وقت به جماعت بخوان. این عملی را كه ایشان فرمودند من شروع كردم و در فاصله سه سال هم به حج مشرف شدم، هم زن مؤمنه و صالحه خدا به من داد و هم كسب با آبرو به من عنایت كرد.2
 
2- برطرف شدن گرفتاری و ناراحتی:
پیامبر اكرم(ص) فرمودند:"بنده ای نیست كه به وقت های نماز و جاهای خورشید اهمیت بدهد، مگر این كه من سه چیز را برای او ضمانت می كنم: برطرف شدن گرفتاری ها و ناراحتی ها، آسایش و خوشی به هنگام مردن و نجات از آتش."3
 
3 - ورود به بهشت و دوری از جهنم:
امام محمد باقر(ع) می فرمایند:"هر كس نماز واجب را در حالی كه عارف به حق آن است در وقتش بخواند، به گونه ای كه چیزی دیگر را بر آن ترجیح ندهد، خداوند برای وی برائت از جهنم می نویسد كه او را عذاب نكند، و كسی كه درغیر وقتش به جا آورد در حالی كه چیزی دیگر را بر آن ترجیح دهد، خداوند می تواند او را ببخشد یا عذابش كند.4
 
4- در امان بودن از بلاهای آسمانی:
قطب راوندی گوید: پیامبر خدا(ص) فرمود:هنگامی كه خداوند از آسمان آفتی بفرستد، سه گروه از آن، در امان می مانند: حاملان قرآن، رعایت كنندگان خورشید یعنی كسانی كه وقت های نماز را محافظت می كنند و كسانی كه مساجد را آباد می نمایند."5 هر كس نماز واجب را در حالی كه عارف به حق آن است در وقتش بخواند، به گونه ای كه چیزی دیگر را بر آن ترجیح ندهد، خداوند برای وی برائت از جهنم می نویسد كه او را عذاب نكند، و كسی كه درغیر وقتش به جا آورد در حالی كه چیزی دیگر را بر آن ترجیح دهد، خداوند می تواند او را ببخشد یا عذابش كند.
5- خشنودی خداوند:
امام صادق(ع) می فرمایند: اول وقت، خشنودی خداست و آخر آن، عفو خداست، و عفو نمی باشد مگر از جهت گناه."6  و در مقابل، تأخیر نماز موجب خشم خداست چرا كه پیامبر اكرم(ص) به حضرت علی(ع) فرمودند: "نماز را با وضوی كامل و شاداب در وقتش به جای آور كه تأخیر انداختن نماز بدون جهت، باعث غضب پروردگار است."7
 
6- استجابت دعا و بالا رفتن اعمال:
در حدیث است كه به هنگام ظهر درهای آسمان گشوده می شود و درهای بهشت باز می گردد و دعا مستجاب می شود ؛پس خوشا به حال كسی كه در آن هنگام برای او عمل صالحی بالا رود.8 در حدیثی دیگر از حضرت صادق(ع) آمده است كه فرمودند:"... بهترین ساعت های شب و روز، وقت های نماز است." سپس فرمودند:"چون ظهر می شود درهای آسمان گشوده شده و بادها می وزند و خداوند به خلق خود نگاه می كند. هر آینه من بسیار دوست دارم كه در آن هنگام، عمل صالحی برای من بالا رود." آنگاه فرمودند:" برشما باد
 
 
7- دوری شیطان و تلقین شهادتین:
 
پیامبر اكرم(ص) فرمودند:"شیطان تازمانی كه مؤمن بر نمازهای پنج گانه در وقت آن محافظت كند، پیوسته از او در هراس است؛ پس چون آنها را ضایع نمود بر وی جرأت پیدا كرده و را در گناهان بزرگ می اندازد."10امام صادق(ع) می فرمایند:"ملك الموت در هنگام مردن، شیطان را از محافظ بر نماز دور می كند و شهادت به یگانگی خدا و نبوت پیامبرش را در آن هنگامه بزرگ به او تلقین می نماید."11زیاد شدن عمر، مال و اولاد صالح در دنیا،در امان بودن از ترس و هول مرگ در موقع مردن،آسان شدن سؤال نكیر و منكر در قبر، توسعه یافتن قبر، نورانی شدن چهره، دادن نامه عمل به دست راست و آسان گرفتن حساب در محشر، رضایت خداوند، سلام دادن خدا به او و نگاه كردن از روی رحمت به او در هنگام عبور از صراط 12 و... از دیگر آثار و بركات نماز اول وقت است كه در روایات به آن اشاره شده است.
حجةالاسلام انصاری می گوید: امام(ره) در روزهای آخر عمرشان می خواستند بخوابند؛ به من فرمودند اگر خوابیدم، اول وقت نماز صدایم بزن، گفتم چشم. دیدم اول وقت شد و امام(ره) خوابیده اند، حیفم آمد صدایشان بزنم؛ عمل جراحی، سرم به دست، گفتم صدایشان نزنم بهتر است.
چنددقیقه ای از اذان گذشت و امام(ره) چشم هایشان را باز كردند، گفتند:وقت شده؟ گفتم:بله فرمودند:چرا صدایم نزدی؟ گفتم:ده دقیقه بیشتر از وقت نگذشته است. گفتند:مگر به شما نگفتم. سپس امام(ره) فرزند خود را صدا زدند و فرمودند: ناراحتم. از اول عمرم تا حالا نمازم را اول وقت خوانده ام، چرا الان باید ده دقیقه تأخیر بیفتد؟".
 
  + نوشته شده در  شنبه پنجم آذر ۱۳۹۰ساعت 19:20  توسط هادی و مهدی  |  نظر بدهید اهمیت نماز اول وقت
اهمیت نماز در اول وقت
 
 
 
 
رسول اکرم(ص) می فرمایند:
کسی که نماز واجبی را پس از گذاشتن وقتش بخواند، آن نماز بالا    می رود در حالی که تاریک و وحشت آور است. و بخواننده خود      می گوید: مرا ضایع ساختی خدا تو را ضایع سازد چنانچه مرا ضایع کردی.
 
 
 
 
رسول اکرم (ص) فرمودند:
به شفاعت من نمی رسد کسی که نماز واجبی را پس از داخل شدن وقتش تاخیر بیاندازد تا وقت آن بگذرد.
 
 
 
ونیز می فرمایند:
تا وقتی که شخص مواظب باشد، نمازهای پنجگانه شبانه روزی را در وقت خود بجا آورد، شیطان از او ترسناک است و نزدیکش نمی شود. و هرگاه آنها را ضایع ساخت شیطان بر او جرات می کند تا او را داخل در گناهان بزرگ کند.
 
 
 
 
حضرت باقر(ع) می فرماید:
کسی که نماز واجب را در وقتش بخواند در حالیکه حق آنرا بشناسد و چیزی را بر آن مقدم ندارد ، خداوند برایش خلاصی از عذاب را می نویسد (یعنی او را عذاب نمی فرماید) و کسی  که در غیر وقت نماز آنرا بخواند و کار دنیا را بر نماز مقدم بدارد، پس امر او با خدا است اگر خواست او را می آمرزد و اگر خواست او را عذاب می فرماید(یعنی نجات قطعی برایش نیست).
 
 
 
 
روایات وارده درباره لزوم مواظبت اوقات نماز و بجا آوردن در وقت، بسیار است. و زیاد سفارش شده که در اول وقت بجا آورده شود و بدون عذر از اول وقت تاخیر انداخته نشود و پیشوایان ما در سخت ترین حالات ، نماز اول وقت را ترک نمی فرمودند. چنانچه در ارشادالقلوب مرویست که حضرت امیرالمومنین (ع) در جنگ صفین، یک روز مشغول جنگ بودند و در آن حال بین دو صف به آفتاب می نگریستند ابن عباس پرسید: چرا به آفتاب می نگرید؟ فرمود: می خواهم زوال را ( که اول وقت نماز ظهر است) بشناسم تا نماز بخوانم. ابن عباس گفت: آیا در این گیرودار اشتغال به جنگ هنگام نماز خواندن است؟ آن حضرت فرمود: ما برای چه با این قوم می جنگیم؟ جنگ ما با آنها برای این است که نماز برپا شود.

اشتیاق به نماز

Image and video hosting by TinyPic

 

 

شاید این حرف حرف خیلی از ما بوده ولی انشا الله با راهکار ها حقیقت نماز را درک کنیم .


من از نماز خواندن خوشم نمی آید ، هر چقدر فکر می کنم می بینم تأثیری هم در زندگی من ندارد ، از اینکه می بینم بقیه نماز می خوانند ، و یا صدای اذان که بلند می شود یک حس خاصی پیدا می کنم که دوست دارم بلند بشوم و نماز بخوانم اما دست و دلم به این کار نمی رود .

یا تلاوت قرآن چه بشود ماه رمضان چند سوره ای بخوانم و بعد از آن خداحافظ قرآن تا سال بعد ، با اینکه هم ، شأن قرآن را می دانم و هم اهمیت نماز را اما نمی دانم چه کنم میلی به این ها ندارم  ؟

شما ممکن است به مناسبتی، یک شاخه گل، به محبوب خود (مادر، پدر، همسر، رفیق واقعی یا ...) هدیه دهید که پشتوانه و روح آن، اظهار و ابراز معرفت، محبت، عشق، علاقه و تشکر شماست – اما اگر به گل فروشی بروید، صدها شاخه از آن عرضه می‌شود و دوره‌گردِ دست‌فروش در سر چهار راه نیز، دسته‌های ده‌ شاخه‌ای تهیه کرده و با لبخند و التماس عرضه می‌کند، اما پشتوانه و روح آن، هیچ بویی از معرفت و محبت ندارد، بلکه فقط فروش و کسب است.

نماز، تلاوت قرآن کریم، استمرار بر زیارتنامه‌ها یا ادعیه یا سایر اذکار نیز همین‌طور است. 

همه لازم، خوب و مۆثر هستند، اما به شرط ها و شروط ها. وگرنه خوارج بیش از ما به این امور اهتمام داشتند، اما امیرالمۆمنین علیه السلام را ترور کردند! لذا می‌فرماید: اول هدف و نیّت خود را برای خودت مشخص کن و به من اظهار نما – دوم با توجه هر چه بیشتر، حواست را جمع کن و متوجه مخاطب باش – سوم دست کم خودت دقت کن که چه می‌کنی و چه می‌گویی و چه می‌خواهی و ...؛ نه این که مرتب نماز بخوانی، اما حتی پس از سلام و پایان نماز نیز نفهمی چه کردی و چه گفتی و مقابل کی ایستاده بودی – یا مرتب قرآن بخوانی و اصلاً ندانی که خدا چه فرموده است – یا هر شب جمعه به مسجد و هیئت بروی، دعای کمیل بخوانی، حسین حسین (علیه‌السلام) بگویی، اما هیچ بروز و ظهوری در زندگی فردی و اجتماعی، اخلاق و رفتار در خانواده یا کسب و یا سایر تعاملاتت نداشته باشد ... و انتظار نتیجه‌ی مطلوب نیز داشته باشی.

پس، باید تلاش کنیم که در کسب معرفت (شناخت)، و تشدید محبّت، نشکستن عهد، توجه، اخلاص و عمل صالح جدی‌تر باشیم. آن وقت نماز و روزه و تلاوت و دعا و ذکر و توسل و ... همه مزید بر علت می‌شود و کعبه دل را نورانی‌تر می‌نماید.

به راستی اگر ما با یک عزیز، دوست، آشنا یا غریبه، این گونه حرف بزنیم که با خدای متعال در نماز می‌زنیم، چه احساسی به خودمان و یا مخاطب دست می‌دهد؟ پس لازم است که کسب معرفت، توجه و اخلاص را تمرین کنیم.

أ‌- شناخت و توجه كافى نسبت به معبود و این كه در نماز با چه كسى سخن مى‏گوییم.

ب‌- شناخت نسبت به اسرار و اهمیت نماز كه توجه به هر كدام از آنها, به عمل انسان معنا و روح می بخشد و او را به نماز و عبادت علاقه مند می كند.

ت‌- دقت در آثار و بركات دنیوی و اخروی نماز.

ث‌- حتى ‏الامكان نماز را به جماعت یا در مساجد خواندن؛

ج‌- حتى‏ الامكان ذهن و قلب را از تعلقات دنیا و نفس بیرون آوردن؛

ح‌- با قاطعیت تمام توجّه خود را به سوى پروردگار معطوف كردن؛

خ‌- مطالعه در نحوه و كیفیت عبادات ائمه(علیهم السلام)؛

د‌- حضور قلب داشتن در نماز. (مجتبی كلباسی، یكصد پرسش و پاسخ درباره نماز، ستاد اقامه نماز، پائیز 80 ش، چاپ اول، ج1، ص 59)

ذ‌- مطالعه سیره و رفتار اولیای الهی و عارفان، در نماز؛ كه تاثیر زیادی بر انسان دارد و او را برای برپایی نماز عاشقانه و پر نشاط تشویق می كند.

ر‌- توكل بر خدا و استعانت از خود نماز برای رفع كسالت و بی علاقگی بسیار مفید است همان گونه كه خداوند فرموده است «اسْتَعینُوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلاةِ »((2) البقرة : 45).

ز‌- علاوه بر آن معاشرت و دوستى با انسان‌هاى مقیّد به نماز و در صورت امكان، كم كردن و حتى قطع رابطه با انسان‌هایى كه نماز نمى‌خوانند، در اشتیاق انسان به عبادت خدا بسیار مفید و مۆثر است